تبليغاتX
دل نوشته

دل نوشته

سلام به همه

عیدتون مبارک

من لحظه تحویل سال از خدا خواستم که امسال راهی برای حل مشکل منو همه همدردهام پیدا بشه که جز ما کسی ما رو درک نمیکنه!

انسان چقدر عجیبه؟تا گرسنه نشه و حس گرسنگی رو درک نکنه برای هیچ گرسنه ای دل نمیسوزونه!!!حتما فلسفه روزه هم همین است.

 بچه ها از آینده خیلی میترسم...

من از بچگی آدم فوق العاده احساساتی بودم.همیشه به عشق و عاشق شدن فکر می کردم.نمی دونستم که همچین واژه ای برای من حرام شده.

آسمون روی سرم خراب میشه وقتی به آینده بدون ازدواج  و عشق و به تنهایی فکر میکنم .روز عروسی همسن وسالام  روز مرگمه.

همه میگید عمل کنم راحت بشم.خب این خیلی ایده آل فکر کردنه که بگی عمل کن عمل تغییر جنسیت توی ایران چه عواقبی داره؟چه دیدی از همچین کاری بین مردم هست؟از طرفی برای خم کردن پشت پدر و مادر همین درد کافیه هرچند که پدر و مادر در این امر مقصرند من در حدیثی  با این مضمون از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم خوندم که فرمودند در حین عمل آمیزش (دستور به مرد)به زن دیگری به غیر از زن خود فکر نکنید که فرزندی که از این آمیزش به دنیا بیاید ویژگی های جنس مقابل را خواهد داشت.البته نمیدونم این حدیث تا چه حد صحت داشته باشه تحقیق در این مورد رو به خودتون واگذار می کنم.

ولی اگر همچین حدیثی از رسول خدا نقل شده ایکاش رسول خدا تکلیف این فرزندانی رو که به اینگونه متولد میشن رو هم توضیح میدادند.یعنی در زمان پیغمبر کسی این مشکل رو نداشت؟یا کسی سوالی در این مورد از پیغمبر نکرده که ببینیم نظر پیغمبر خدا در مورد این مشکل چیه و تکلیفمون چیه؟

به امید نجات همه همدردهام

توکل به خدا 

 

+ نوشته شده در جمعه پنجم فروردین 1390ساعت 3:3 توسط |


خدایا کفر نمی گویم 

پریشانم 

چه می خواهی تو از جانم ! 

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی 

 

خداوندا ! 

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی  

لباس فقر پوشی 

غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی  

و شب ، آهسته و خسته 

تهی دست و زبان بسته 

به سوی خانه باز آیی 

زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟ 

 

خداوندا ! 

اگر در روز گرما خیز تابستان 

تنت بر سایه دیوار بگشایی 

لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری 

و قدری آن طرف تر عمارت های مرمرین بینی 

و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد 

زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟ 

 

خداوندا ! 

اگر روزی بشر گردی  

زحال بندگانت با خبر گردی  

پشیمان می شوی از قصه خلقت 

از این بودن ، از این بدعت 

 

خداوندا تو مسئولی  

 

خداوندا ! 

تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است  

چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.  

«دکتر علی شریعتی » 

=============================

سلام به همه

من یه مشکل بزرگ دارم

چند وقتی هست که فهمیدم دچار اختلال هویت جنسی هستم.

موضوع رو به یکی از دوستان صمیمیم گفتم ولی همونطور که خودم هم حدس می زدم نتیجه شد کمرنگ شدن رابطه ما و یه عالمه غم و غصه واسه من....

شب و روز دارم فک میکنم چه کنم البته چند روز پیش به سفارش همون دوستم پیش یک روانشناس هم رفتم ولی اونهم فقط گفت که این مشکل خیلی بزرگه و اجتما و فرهنگ خیلی سخت اون رو می پذیره و راه سختی در پیش داری!

حالا از حال خراب خودم نمی خوام بگم  فقط از شمایی که الان این نوشته ها رو می خونید کمک می خوام بهم بگید یک انسال دچار اختلال هویت جنسی باید چکار کنه؟

ازدواج کنه و یه انسان بی گناه که امیدوارانه زندگیش رو شروع میکنه رو بد بخت کنه؟

تا آخر عمر تنها بمونه؟

تغییر جنسیت بده و با همه عواقبش کنار بیاد؟

یا شما بگید این راهها خوبه یا راه بهتری هست اگه خوبه دلیلش رو هم حتما بگید؟

منتظر نظر شما هستم....

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 22:49 توسط |